السيد محمد حسين الطهراني
208
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
در صورتى كه قرينه قطعيّهاى بر خلاف اراده آن معانى ارائه نشود ، بايد گفت : همان معانى اوّليّه از اين كلمات اراده شدهاند ؛ خواه دلالت الفاظ بر معانى خود به وضع تخصيصى باشد و يا به وضع تخصّصى . و به عبارت ديگر هر كلمهاى در وقت سخن گفتن دلالت بر معناى خاصّى مىكند كه آن را ظهور گويند . و بايد كلمات را بر مفاهيم ظاهريّهء خودشان حمل نمود ، تا زمانيكه گوينده با لفظى و يا اشارهاى و يا كنايهاى و يا نصب قرينهاى كه خارج از دائرهء گفتگو باشد بفهماند كه مراد از اين كلمات ، معانى دگرى است . اين بحث را بحث حجّيّت ظواهر گويند كه در علم اصول فقه و در علم بيان از آن مفصّلًا بحث مىشود . و ما حصل و نتيجه بحث اينست كه : در هر لغت و زبانى اعمّ از عربى و عبرى و فارسى و اردو و لغتهاى اجنبى ، ظواهر كلمات و الفاظ در محاورات و معاملات و أقارير و محاكمات و غيرها حجّيّت دارند . و حاكم محكمه طبق همين ظهورات بر مدّعى استدلال مىكند ؛ و حكم را لَه محكومٌ له ، و عليه محكومٌ عليه صادر مىكند . و اگر احياناً كسى ادّعا كند كه مقصود من اين معناى لغوى و وضعى نبوده است و چيز ديگرى بوده است ، حاكم و محكمه ، تاجر و تجارت ، و زارع و زراعت ، و ناكح و نكاح ، و بالاخره تمام شؤون و روابطى كه در آن اجتماع با گفتگو و مكالمه ارتباط دارند ، آن را ردّ مينمايند ، و براساس و اصل اراده معناى ظاهر در تفهيم مراد و منظور مَشْى ميكنند . و در اين مسأله تفاوتى نيست در ميان آنكه براى الفاظ و كلماتى كه در قالب جمله و عبارات آمده است ، مخاطبى باشد و يا نباشد ، و عبارت براى افراد حاضر القا شود و يا غائب . و حتّى حجّيّت ظهورات از لسانى به لسان ديگر ، و از مفاهمه به مشاهده تغيير نميكند . جملهاى را كه مثلًا يك نفر ترك گفت ، در زبان فارسى براى فارسى زبانان در آنچه را كه آن كلمه در لغت تركى